کارآفرین و کارآفرینی

هادی عسکری

[هادی عسکری، کارشناسی ارشد فیزیک، پژوهشگر و مدرس]

ویژگی‌های کارآفرین

-خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.

نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد. اینگونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند. از ساده ترین نوع آن مثلا” در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.

استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند.

تحمل ریسک از دیگر ویژگی های اینگونه افراد می باشد. یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.

– آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.

– نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگیهای این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.

 – کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود داردتحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.

– آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.

– کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را داردخوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.

– خوش بینی از ویژگیهای مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا” به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود میگود “الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم.

– شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدفهای خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک – یا همان هزینه – آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام “شجاعت” او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.

– کارآفرین معمولا” قدرت تحمل بالایی دارداین قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا” به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا” در یک شرکت دولتی – که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد – مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.

– کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارددقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند

سابقه کارآفرینی در دنیا

در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار ماموریت نظامی بودند کارآفرین خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیتهایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 م به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست اندرکار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است.

کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم م تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های خود تشریح کرده اند. جوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با داوران رکور بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را ((پدر کارآفرینی)) لقب داده اند. از نظر وی ، کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است و نقش کارآفرینی عبارت است از   ” نوآوری با ایجاد ترکیب های تازه از مواد”.

کارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگی ها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.

جامعه شناسان کارآفرینی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به بررسی رابطه متقابل بین کارآفرینان و سایر قسمتها و گروههای جامعه پرداخته اند. دانشمندان مدیریت به تشریح مدیریت کارآفرینی و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه در سازمانها پرداخته اند.

چگونه یک کارآفرین شویم؟

امروز زير فشار تغييرات پرشتاب, گذشته و آينده در يك سازمان خلاصه شده اند. آينده به حال تبديل شده است, پس آينده را امروز بايد به خدمت در آوريد.در دنيايي زندگي مي كنيم كه اطلاعات با سرعت نور به هر جايي فرستاده مي شود. مي توانيد در كمتر از 24 ساعت به هر نقطه از كره زمين سفر كنيد. معنايش اين است كه زمان فشرده شده است. بايد به خود بياييم, پرواز كنيم يا پرواز كردن را بياموزيم.

برخي ها, راه انجام كارها را بهتر مي دانند آموزش ببينيم, تقليد كنيم, تماشا كنيم, امتحان كنيم, فقط بياموزيم. مقاومت در برابر تغيير گمراهي است، با خود دشمني مي كنيم, چون زندگي, گلوله هاي شليک شده به طرف ماست و زندگي سپر است از فرصت ها براي ما. حتي تهديدها را هم مي توان به فرصت ها تبديل نمود.

گمان مي كنم, موضوع روشن شد. كارآفرين كيست كه هوشمندانه تهديدها را به فرصت ها تبديل مي كند. او مي داند كه با رشد فردي و سازگاري بيدرنگ و مداوم با تحول, فرصت ها را از دست نبايد بدهد. زمان ارزشمند را از دست نمي دهد, چون نخستين شليك آخرين آن است, تكرار نمي شود.او گام هاي كوتاه بر نمي دارد. اگر امروز گام هاي كوتاه بردارد, فردا بايد سريع تر بدود.

او مي داند زندگي جهاني در انتظار كسي نمي ماند. مهارت هايي كه سال پيش باعث موفقيت او شده است, امروز ديگر بدرد نمي خورد.

كارآفرين مي داند, همه انسان ها در هر صورتي, خواه و نا خواه در چنگ بازار هستند و بايد در جهت تقاضاي مردم و بازار و نياز آنها رشد نمايد. بنا بر اين به ابزارهاي نو, به فكر نو خود را مجهز مي كند.او چيزهاي مهم را فداي چيزهاي بي اهميت نمي كند. خلاق است, نوآور است و ريسك پذير است. او مي داند در گذشته سازمان ها در پي رقابت ها بودند و ‌در آينده سازمان ها در پي برتري در همكاري خواهند بود.

كارآفرين مي داند كه امروزه عمر مدل قديمي مديريت (تفكر در بخش بالاي سازمان و عملكرد در بخش پايين سازمان) به سر آمده است. ديگر زمان مديريت نمودن به روش ديوان سالاري و قدرت طلبانه به سر آمده است. امروزه با استفاده از تفكر هوشمند, مشاركت انسان ها در اداره امور, مديريت صورت مي گيرد.كارآفرينان در آينده زندگي مي كنند, علاقه به تغيير دارند و هميشه خلق مي كنند.

كارآفريني, يعني ايجاد چيزي ارزشمند از هيچ. كارآفريني يك سبك زندگي است. كارآفريني ارثي نيست, علم و دانشي است كه بايد با هنر به كارگيري آن تلفيق گردد.

منبع: http://ahmadi-elham.blogfa.com

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد