تعریف ادبیات

هادی عسکری

[هادی عسکری، کارشناسی ارشد فیزیک، پژوهشگر و مدرس]

 

چکیده: ادب در لغت زیرکی و نگهداشت حد هر چیز معنا شده و علم ادب علمی است که بدان شخص خود را از خلل در کلام نگاه می دارد. و نیز علمی که با تسلط بر آن شخص می تواند درست شعر بگوید و خوب بنویسد و سخن درست و نادرست و خوب بد را بشناسد، بطور کلی علم ادب را شامل بخش های زیر می دانند: لغت، صرف، نحو،معانی بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط، و قوانین قرائت که بعضی اشتقاق، قرض الشعر و تاریخ را هم به آن افزوده اند ؛به علم ادب و بخش های مربوط به آن ادبیات می گویند.

ادبیات از دیدگاه دکتر زرین کوب

دکتر عبدالحسین زرین کوب در تعریف ادبیات می نویسد:” بطور کلی ادبیات آنگونه سخنانی است که از حد سخنان عادی برتر و والاتر بوده و مردم آن سخنان را در خور ضبط و نقل دانسته اند و از شنیدن آنها دگرگون گشته اند و احساس غم و شادی یا لذت و الم کرده اند.”. پس واضح است که یکی از ویژگی های مهمی که هر اثر باید داشته باشد تا در جمله آثار ادبی به حساب آیدپایندگی و ماندگاری آن اثر در طول زمان است. بطور کلی اگر کسی که قصد دارد به آفرینش ادبی بپردازد به هدف ادبیات که همان بیان احساسات و عواطف درونی انسان است، ناظر باشد بطور حتم اثری که خلق می کند دارای ویژگی پایندگی (هر چند که پایندگی آثار بزرگ ادبی را نداشته باشد) خواهد بود؛ زیرا عواطف بشری امریست که دستخوش تغییر در طول زمان نمی شود و همواره ثابت است؛ به عنوان مثال مفهوم عشق در تمام دوران ها وجود داشته و همواره ستایش شده است.

گستردگی و مقبولیت ادبیات

اگر به دو ویژگی دیگر آثار ادبی یعنی گستردگی و مقبولیت نیز بنگریم به این نتیجه می رسیم که بطور کلی اگر آفرینش گر ادبی به اصل و هدف ادبیات متوجه باشد می تواند اثری خلق کند که این سه ویژگی یعنی پایندگی، گستردگی و مقبولیت را داشته باشد . حال می توانیم علت شباهت آثار بزرگ ادبی جهان را با وجود تفاوت در زمان، مکان و زبان آنها دریابیم ؛ زیرا عامل بوجود آورنده همه آنها همان بیان درونیات و به عبارت دیگر آفرینش ادبی بوده است.

همانطور که گفته شد ادبیات نمود بیرونی احساسات، تفکرات و عواطف درونی انسان است که برای جلوه دادن این نمود بیرونی از زبان استفاده می کنیم. بطور کلی یکی از دلایل پیدایش زبان شاید همین میل انسان به بیان آنچه در درونش می گذرد باشد. می توان گفت زبان به عنوان پلی بین احساسات و ادبیات عمل می کند و به احساسات نمود بیرونی می بخشد پس بدون زبان، بیان احساسات و بطور کلی آفرینش ادبی ممکن نیست.

البته درست است که ادبیات به وسیله زبان بیان می شود ولی نباید از تفاوت های اساسی که این دو با هم دارند غافل شد . در بسیاری از اوقات زیبایی و دلپذیری ادبیات به علت اینست که قواعد خشک زبانی را می شکند و پا را از آن فراتر می گذارد . یعنی ادبیات به زبان، صورت ادبی می دهد و به آن طراوت و زیبایی می بخشد. شاید بشود گفت که ادبیات قوائد مخصوص به خود را دارد که با قوائد زبانی متفاوت است؛ اینکه ما برای اطلاع از قوائد ادبی به کتب نقد ادبی مراجعه می کنیم نه دستور زبان دلیلی برای این مطلب است.

شیوه بیان و شکل ظاهری

ادبیات را از دیدگاه شیوه بیان و شکل ظاهری می توان به دو دسته کلی نظم و نثر تقسیم کرد،که هر کدام شامل بخش های کوچکتری هستند.نظم و شعر از نظر ظاهری بوسیله قالب های شعری :غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، شعر نو یا نیمایی،…… شناخته می شود. نثر را نیز می توان به انواع ساده، مسجع، متکلف،…… تقسیم بندی کرد. این تقسیم بندی ها غالباُ بدین خاطر صورت می گیرد که ما بتوانیم آثار ادبی را بطور جزئی تر و تخصصی تر بررسی کنیم.

مفهوم و پیام داخلی ادبیات

از دیدگاه مفهوم و پیام داخلی ادبیات را به چهار دسته کلی: حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی تقسیم می کنند که هر اثر ادبی (چه نظم و چه نثر) را می توان در یکی از این دسته ها قرار داد.البته ممکن است یک اثر ادبی را بتوان در چند دسته جای داد که البته صحبت در مورد مشخصه ها و آثاری که به هر یک از دسته ها تعلق دارند در چهارچوب بحث ما نیست.

بطور خلاصه می توان گفت ادبیات برای بیان احساسات، تفکرات و عواطف بشری بوجود آمد . دکتر عبدالحسین زرین کوب در مورد آثار ادبی می نویسد:” آثار ادبی به مجموعه ای از آثار مکتوب گفته می شود که بلندترین و بهترین افکار و خیال ها را به عالی ترین وبهترین صورت ها تعبیر کرده باشد”.

منبع: http://parvanehaaa.blogfa.com/post-44.aspx

4 نظر

  1. 11-استادعسکری اززحمتی که کشیده ایدبسیارمتشکرم

  2. 14-استاد عسکری خسته نباشید

  3. ۱۴-عالی و جامع بود باکمال تشکر

  4. از بیانات مرحوم دکتر زرین کوب نویسنده برجسته ادبیات وتاریخ معاصر ایران بهره برده و از نقل قول بجای شما خرسندم.
    سپاس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد